Sunday , 19 August 2018 / یکشنبه , ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
تور دوچرخه سواری قشم – قسمت اول

تور دوچرخه سواری قشم – قسمت اول

 

بازم هوای خوب این روزهای جنوب کشور و وسوسه های تموم نشدنیمون برنامه ریزی یک سفر رو تو ذهنمون انداخت و چون تا حالا موفق به دیدن جزیره قشم نشده بودیم در ابتدا قرار بود دور جزیره قشم رو بزنیم ولی نزدیکی جزیره قشم و کشورهای حاشیه خلیج فارس و گرفتن ویزای امارات که نسبتا راحت بود ما رو وسوسه کرد که بعد از جزیره قشم دور کشور امارات رو هم بزنیم.

از این رو این سفر مقدمات زیادی رو طلب میکرد که در این قسمت به مراحل  آماده سازی کار میپردازم.

در ایتدا نقشه مسیر هایی رو که قرار بود در قشم و امارات رکاب بزنیم رو درآوردیم و میزان زمان مورد نیاز رو محاسبه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که برای قشم سه روز و برای امارات ۸ روز کافیه و ۳ روز هم گذاشتیم برای اتفاقات پیش بینی نشده در امارات و یا اینکه زمان کافی رو برای دیدن شهر دبی که در انتهاس مسیرمون بود رو داشته باشیم .

 

برنامه سفر رو به این صورت طراحی کردیم که از بوشهر رو تا بندرعباس رو با اتوبوس بریم و از اونجا به قشم و بعد از اتمام تور قشم مجددا به بندرعباس برگردیم و از اونجا با کشتی والفجر به امارات بریم که بعدا متوجه شدیم کشتی از ایران فقط به بندر شارجه میره و شروع برنامه ریزیمون شد شهر شارجه و بعد از اتمام تور امارات از دبی با هواپیما به بوشهر برگردیم .

در ابتدا فکر نمیکردیم که از بوشهر هم بشه بلیط کشتی رو تهیه کرد و بیشتر روی راهی که بشه از بندر عباس بلیط رو تهیه کرد متمرکز بودیم ولی بعد از دیدن سایت کشتیرانی والفجر متوجه شدیم آژانس لیان سیر با والفجر قرارداد داره پس کلیه کارها رو سپردیم به این آژانس ، یعنی گرفتن بلیط کشتی و هواپیما و همینطور ویزا امارات.

توی این مرحله متوجه شدیم چون سفرمون با کشتیه باید حتما از ویزای عادی استفاده کنیم و مدت اقامتمون هم در دبی نباید از ۱۴ روز بیشتر بشه بخاطر همین شروع سفر رو گذاشتیم ۲۲ دی و انتهای سفر رو گذاشتیم ۸ بهمن.

از شانس بدمون آماده کردن مقدمات مصادف شد با گرونی دلار و هر لحظه خبرهای بدی از آژانس میومد مبنی بر گرانتر شدن هزینه ویزا و بلیط و یه چیزی که ما اصلا بهش فکر نکرده بودیم هزینه زیاد بلیط برگشت بود چون اگه بلیط یکسره و از امارات به بوشهر رو میگرفتیم باید با ارز اون کشور میگرفتیم و این مسئله رو آخرای مقدمات سفر فهمیدیم و جای تغییر برنامه وجود نداشت و در نهایت مقدمات به شرح زیر آماده شد :

بلیط کشتی از بندر به شارجه : ۸۳ هزار تومن

ویزای زیارتی ۱۴ روزه : ۱۲۷ هزار و ۵۰۰ تومن

بلیط هواپیما از دبی به بوشهر : ۲۶۹ هزار تومن 

خروجی از مرز دریایی : ۱۱ هزارتومن

و در نهایت گواهینامه بین المللی برای روز مبادا : ۳۲ هزار تومن 

و یه مسئله دیگه که آخر حال گیری بود این مسئله بود که متوجه شدیم ارز مسافری به سفر دریایی شده فقط و فقط ۴۰۰ دلار اونم با دلار حدود ۱۳۷۰ تومن .

با همه این مسائل تصمیم داشتیم تا آخر کار رو بریم و پا پس نزاریم و با هماهنگی با هیئت (که جا داره بازم بابت همکاریشون تشکر کنم ) و عدم همکاری رایزنی فرهنگی ایران در دبی که چندین بار تماس داشتیم ولی نتونستیم هیچ همکاری رو ازشون دریافت کنیم و یه سری هماهنگی هایی جزیی دیگه و خرید بلیط اتوبوس و آماده کردن وسایل سفر در روز پنج شنبه ۲۲ دی ماه به طرف ترمینال حرکت کردیم و بعد از رسیدن به اتوبوس اولین کار که همانا چونه زدن با راننده جهت هزینه حمل دوچرخه ها بود شروع کردیم چون اون میگفت بابت هر دوچرخه ۳۵ هزارتومن  و ما اصلا این مسئله تو کتمون نمیرفت و با کلی من بمیرم و تو بمیری به ۱۷ هزار و پونصد برای هر دوچرخه راضیش کردیم و در نهایت اتوبوس در یک بعدالظهر ابری و بارونی به طرف بندرعباس حرکت کرد.

 

اتوبوس با یک نیم ساعتی تاخیر بالاخره به راه افتاد و ما با دیدن تعداد کم مسافر خوشحال شدیم که میتونیم شب رو با خوابیدن روی دو تا صندلی بگذرونیم ولی خوب به قول معروف میگن زهی خیال باطل 🙂 چون این اتوبوس مثل اتوبوس های شرکت واحد همه جا می ایستاد و مسافر سوار میکرد و یه جورایی حسابی شاکی مون کرده بود .

یه مسئله دیگه که اوایل سفر اذیت میکرد چکه کردن آب از شیشه اتوبوس بود که بعلت بارون شدیدی که بیرون در حال باریدن بود بیخیالش شدیم چون هرچه فاصله مون از بوشهر زیادتر میشد بارون هم کم رمق تر میشد.

خوب طبق روال اتوبوس ها با تاریک شدن هوا فیلم ورود آقایون ممنوع رو هم دیدیم و با اینکه برامون تکراری بود ولی باز دیدنش خالی از لطف نبود.

حدود ساعت ۱۱ شب بود که اتوبوس اولین توقفش رو برای امور جاریه 🙂 انجام داد و ما هم مثل بقیه مسافرین پیاده شدیم و بعد از همون امور جاریه مشغول خوردن شام شدیم.

فقط بگم هوای اون منطقه که فکر کنم نزدیک پارسیان بود کاملا صاف و بدون ابر بود و اصلا قابل مقایسه با بوشهر نبود.

با این اوصاف حدود نیمه شب بود که سوار اتوبوس شدیم و بعد از حدود ۴ ساعت که یادم نمیاد تو خواب گذشت یا بیداری به اوایل شهر بندر عباس رسیدیم . شهر خلوت بود بود ولی توقف های مداوم اتوبوس برای پیاده کردن مسافرها کلافه کننده بود .

ساعت ۵ صبح بود که به ترمینال مسافربری رسیدیم و بعد از پیاده کردن دوچرخه ها مشغول بستن و آماده کردن وسایل شدیم (البته من ایندفعه فقط چرخ جلو رو درآورده بودم که تو صندوق بره ولی مهرداد یه کم کارش بیشتر بود).

حدودا ساعت ۶ صبح بود که دیگه همه چیز آماده شده بود و سوار بر دوچرخه مسیر ۸ کیلومتری ترمینال تا اسکله مسافری قشم رو رکاب زدیم .

با رسیدن به ورودی اسکله هوا روشن شده بود و ما بعد از سئوال کردن از مسئول فروش بلیط متوجه شدیم قایق های تندرو توانایی حمل دوچرخه رو دارند و زمان رسیدن تا قشم رو حدودا ۳۵ دقیقه عنوان میکردند.

باجه بلیط فروشی اسکله مسافری قشم

با خرید ۲ بلیط ۴ هزارتومانی به طرف محل سوار شدن قایق ها رفتیم و با یه مقدار زور ورزی صبح گاهی دوچرخه ها رو در قسمت جلوی قایق بار زدیم.

و بعد از گرفتن چند عکس یادگاری قایق به سمت قشم حرکت کرد و دقیقا راس ساعت ۷٫۳۵ دقیقه به قشم رسید.

 

درباره‌ی masoud

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا به سئوال امنیتی پاسخ دهید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

بالا